نقش کارآفرینان مدفون در تخت فولاد در تحولات اجتماعی و شهری اصفهان

به گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، رویداد «دلبر» با موضوع کارآفرینان مدفون در تخت فولاد ، عصر پنجشنبه، 12 شهریورماه با حضور جمعی از علاقه مندان در این آرامستان برگزار شد. به گفته عبدالمهدی رجایی ، پژوهشگر و اصفهان شناس و راهنمای این تور، علمای اصفهان در دوران قاجار و پهلوی نسبت به وابستگی جامعه به کالاهای خارجی حساس بودند و مرتب بر این موضوع تأکید می کردند که چرا باید لباس و دیگر کالاهای مورد نیاز خود را از اجانب، به ویژه انگلیس و روسیه تهیه کنیم.

به گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، رویداد «دلبر» با موضوع کارآفرینان مدفون در تخت فولاد، عصر پنجشنبه، 12 شهریورماه با حضور جمعی از علاقه مندان در این آرامستان برگزار شد.

به گفته عبدالمهدی رجایی، پژوهشگر و اصفهان شناس و راهنمای این تور، علمای اصفهان در دوران قاجار و پهلوی نسبت به وابستگی جامعه به کالاهای خارجی حساس بودند و مرتب بر این موضوع تأکید می کردند که چرا باید لباس و دیگر کالاهای مورد نیاز خود را از اجانب، به ویژه انگلیس و روسیه تهیه کنیم.

بنابراین، به تدریج این آمادگی ذهنی در میان مردم ایجاد شده بود که کشور باید در زمینه تولید، به ویژه تولید کالاهای اولیه خودکفا شود؛ به طوری که حتی علما نسبت به کاغذ نیز حساس بودند و تأکید داشتند که قرآن نباید روی کاغذ خارجی نوشته شود. حدود 15 سال پیش از انقلاب مشروطه، انجمن های تجار در اصفهان شکل گرفت و تجار به این نتیجه رسیدند که باید برای احداث کارخانه های نساجی تلاش کنند. پس از آن، در دوره رضاشاه کارخانه های متعددی در اصفهان تأسیس شد.

نقش فضل الله دهش در توسعه صنعت برق و نساجی اصفهان

فضل الله دهش پس از آنکه سهم خود را از فعالیت های صنعتی دریافت کرد، به سراغ کارخانه برق رفت و برای مردمی که به برق نیاز داشتند، انشعاب ایجاد کرد. یکی از مشتریان کارخانه برق نیز شهرداری بود که برای روشنایی خیابان ها از این مجموعه استفاده می کرد. کارخانه نساجی نور نیز از جمله کارخانه هایی بود که دهش در اصفهان راه اندازی کرد و امروز یکی از کارخانه های دوره رضاشاه یاد می شود.

کارخانه وطن نیز از جمله کارخانه های مهم اصفهان بود که با مدیریت و فعالیت حاج محمدجعفر، فرزند حسین کازرونی به فعالیت خود ادامه داد. در همین فاصله، کارخانه های دیگری مانند زاینده رود نیز در اصفهان راه اندازی شدند. یکی از کارخانه های مهمی که با مشارکت مردمی در تأمین سرمایه تأسیس شد، کارخانه ریسباف بود. به دنبال گردهم جمع شدن تجار اصفهان در سال 1311، این افراد از تجارت انفرادی خارج شدند و با مشارکت یکدیگر، سرمایه لازم برای ایجاد صنایع بزرگ را فراهم کردند.

به این ترتیب، در ابتدا حدود 300 هزار تومان سرمایه جمع شد و پس از آن، مبلغ سرمایه به 600 هزار تومان افزایش یافت. برای راه اندازی کارخانه ریسباف، دستگاه ها و تجهیزات مورد نیاز از انگلیس و آلمان خریداری شد و کارخانه فعالیت خود را آغاز کرد. کارخانه ریسباف ابتدا با بخش ریسندگی آغاز به کار کرد و سپس بخش بافندگی نیز به آن اضافه شد. به همین دلیل نیز عنوان «ریسباف» از دو بخش ریسندگی و بافندگی شکل گرفته است.

تأسیس بانک ملی و فراهم شدن زمینه فعالیت تجار

یکی دیگر از عواملی که در دوره رضاشاه زمینه را برای تجارت و صنعت فراهم کرد، تأسیس بانک ملی بود. پیش از آن، بانک شاهنشاهی که متعلق به انگلیس بود، در کشور فعالیت می کرد، اما تجار تمایل چندانی به کار با آن نداشتند. با تأسیس بانک ملی، زمینه مناسب تری برای انتقال پول و فعالیت تجار فراهم شد. یکی از اتفاقات مهم برای صنعت اصفهان، حضور مهندسی آلمانی به نام «ماکس اتو» بود که اصفهانی ها او را «شونمان» می نامیدند.

او که در زمینه مهندسی صنایع تخصص داشت، بعدها شرکتی مهندسی تأسیس کرد و در زمینه طراحی کارخانه ها، خرید و نصب دستگاه ها و طراحی ساختمان کارخانه ها به سرمایه گذاران اصفهانی کمک کرد. اهمیت این موضوع از این منظر است که در دوره قاجار تصور مشخصی از اینکه کارخانه چگونه باید احداث و تجهیز شود، وجود نداشت. تصور غالب از تجارت این بود که کالاهایی مانند برنج و پارچه از مرزها وارد و در اصفهان فروخته شود، نه اینکه فعالیت تولیدی انجام شود. حضور این مهندس آلمانی کمک کرد سرمایه اصفهان به سمت تولید هدایت شود.

کارخانه های وطن، ریسباف، زاینده رود و دهش یا نور از جمله کارخانه های مهم آن دوره بودند و بعضی از این کارخانه ها به سهام داران خود سود قابل توجهی پرداخت می کردند. در ادامه نیز کارخانه های دیگری مانند پشم بافت، صنایع پشم و اتحاد در اصفهان راه اندازی شدند. مرحوم علی همدانیان فعالیت اقتصادی خود را با کارخانه صنایع پشم آغاز کرد و به تدریج بخش قابل توجهی از سهام این کارخانه را خریداری و مدیریت آن را برعهده گرفت. سپس کارخانه شهناز را نیز راه اندازی کرد که از کارخانه های بزرگ و مدرن اصفهان محسوب می شد.

در دوره محمدرضاشاه نیز کارخانه های دیگری مانند تاج، ناهید، سوسن، آذر، سیمین، حریربافی سعید و پروین در اصفهان راه اندازی شدند و سرمایه گذاران همچنان به سمت صنعت نساجی حرکت می کردند. در دوره رضاشاه، علاوه بر صنعت نساجی، چند کارخانه دیگر نیز در اصفهان ایجاد شد؛ از جمله کارخانه هایی در زمینه آهن تراشی، تولید کفش و سیگار. برای نمونه، محمدجواد کسایی کارخانه سیگار داشت و بعدها فرزند او، حسن کسایی به چهره ای شناخته شده تبدیل شد.

کارخانه ها؛ فراتر از تولید و ایجاد اشتغال

آنچه در بررسی کارخانه های اصفهان اهمیت دارد، تشکیلات و ساختار اجتماعی آن هاست. در کارخانه ها امکاناتی مانند شیرخوارگاه، نانوایی، حمام و سلمانی برای کارگران ایجاد شده بود و این موضوعات تأثیر اجتماعی قابل توجهی داشت؛ به طوری که برای نخستین بار زنان به شکل گسترده وارد بازار کار شدند و حتی برای نگهداری از فرزندان کارگران زن، در کنار کارخانه ها شیرخوارگاه ایجاد می شد. همچنین، کارخانه ها در پایان ماه حقوق کارگران را پرداخت می کردند و برای کارگران مجرد و متأهل امکانات و مزایایی در نظر گرفته می شد.

یکی از پیامدهای مهم ایجاد کارخانه ها، شکل گیری طبقه کارگر صنعتی در اصفهان بود. این طبقه کارگر صنعتی در ادامه زمینه ساز تحولات گوناگون، از جمله شکل گیری جنبش کارگری در اصفهان شد. خاطراتی که از کارگران آن دوره باقی مانده نیز نشان می دهد که کارخانه ها علاوه بر ایجاد اشتغال، بر زندگی اجتماعی و حتی سیمای شهری اصفهان تأثیر گذاشتند. به این ترتیب، بخش هایی از شهر که در اطراف کارخانه ها قرار داشتند، محل سکونت کارگران شد.

دوچرخه نیز به یکی از وسایل مورد استفاده کارگران تبدیل شد و همین موضوع در تغییر سیمای شهر اصفهان و تبدیل آن به شهر دوچرخه ها تأثیر داشت. همچنین، تا سال 1325 قانون کار مشخصی وجود نداشت، اما با تصویب قوانین مربوط به کار و بیمه اجتماعی، قواعد کار مشخص تر شد و موضوع بیمه، بهداشت و درمان کارگران نیز مورد توجه قرار گرفت.

با شکل گیری این قوانین، موضوع بیمارستان کارگران نیز مطرح شد. کارخانه ها در زمینه درمان کارگران و تأمین خدمات اجتماعی آنان اقداماتی انجام دادند و نخستین مجموعه های مرتبط با خدمات اجتماعی و درمان کارگران در اصفهان شکل گرفت. از سوی دیگر، قانون استفاده از البسه وطنی نیز در این دوره تصویب شد و استفاده از پارچه های داخلی در بخش هایی مانند ارتش، مدارس و شهرداری ها مورد تأکید قرار گرفت که باعث رونق تولید داخلی شد.

کارخانه های نساجی در محور چهارباغ بالا مکان یابی شدند و فعالیت خود را آغاز کردند. نخستین کارخانه نیز که درواقع خط شکن بود، کارخانه وطن بود که حاج محمدحسین کازرونی مدیریت آن را برعهده گرفت و با فراز و نشیب های فراوان به فعالیت خود ادامه داد. وی در زمان حیات خود مدیریت کارخانه را به یکی از پسرانش، حاج محمدجعفر کازرونی سپرد که فردی توانمند و کارآمد بود و در ادامه کارخانه وطن را مدیریت کرد.

سرمایه مردم؛ پشتوانه شکل گیری صنایع اصفهان

کارخانه های اصفهان با پول و سرمایه مردم شهر و بعضی از شهرهای اطراف ایجاد شدند. برخلاف بخشی از کارخانه های شمال کشور که در دوره رضاشاه با سرمایه دولتی ایجاد شدند، کارخانه های اصفهان با مشارکت مردم و سرمایه تجار شکل گرفتند. در روزنامه های آن دوره نیز به صورت دقیق ثبت شد که هر فرد چه میزان برای خرید سهام کارخانه ها پرداخت کرده است. برای نمونه، در خصوص کارخانه ریسباف نیز میزان سرمایه گذاری افراد به صورت جزئی در روزنامه ها بیان شده است.

بنابراین، اگرچه در دوره رضاشاه زمینه امنیت، آرامش و نظام قضایی فراهم شد، اما بخش قابل توجهی از سرمایه شکل گیری صنایع، سرمایه داخلی و متعلق به مردم بود. یکی از دلایل استقبال مردم از سرمایه گذاری در کارخانه ها، سوددهی آن ها بود. برای نمونه، محمدجواد کسایی که حدود 24 سال مدیرعامل کارخانه ریسباف بود، از جمله افرادی بود که کارخانه را با سرعت راه اندازی کرد و در مدت حدود یک سال و نیم به سوددهی رساند.

کارخانه ریسباف برخلاف کارخانه های خانوادگی، ساختاری شبیه شرکت سهامی داشت و افراد مختلف می توانستند در آن سرمایه گذاری کنند؛ به طوری که زنان و پیرزن ها زیورآلات خود را می فروختند و سهام کارخانه می خریدند. این سهام بعدها وارد زندگی اجتماعی مردم شد و گاهی برای مهریه یا جهیزیه مورد استفاده قرار می گرفت. برگه سهام در آن دوره ارزش قابل توجهی داشت و بخشی از دارایی خانواده ها به شمار می رفت.

تأثیر خاندان کازرونی در صنعت، مسجدسازی و سوادآموزی کارگران

حاج محمدحسین کازرونی در سال 1311 فوت کرد. پسر او نیز بعدها در جریان حوادث سال های ابتدایی انقلاب ترور شد. این خاندان علاوه بر فعالیت های صنعتی، در زمینه مسجدسازی نیز فعال بودند، به طوری که مسجد کازرونی و مسجد اقدسیه از جمله بناهای مرتبط با این خاندان هستند. قوانین و ساختار کارخانه ها باعث افزایش سطح سواد کارگران نیز شد؛ چراکه برای کارگران کلاس های اکابر و سوادآموزی برگزار می کردند.

در مقطعی، تعداد زیادی از کارگران کارخانه ریسباف بی سواد مطلق بودند و برای افزایش سطح سواد آنان کلاس های آموزشی برگزار می شد. دوره های ورزشی نیز از زمان رضاشاه در کارخانه ها شکل گرفت، چراکه میرزا محمد کازرونی، از اعضای این خاندان به ورزش علاقه مند بود و در ساخت ورزشگاه و فعالیت های ورزشی نقش داشت.

کارخانه ها بر شهرسازی و تقویت شهرداری اصفهان تأثیر قابل توجهی داشتند، به طوری که شهرداری از همان ابتدا از کارخانه ها عوارض متعددی دریافت می کرد، از جمله عوارض قپانداری که بابت ورود پشم، پنبه و حتی دستگاه های کارخانه دریافت می شد. این عوارض وارد صندوق بلدیه می شد و به تقویت مالی شهرداری کمک می کرد. یکی از دلایل قرار گرفتن نسل دوم کارخانه ها، مانند پروین و آذر در حاشیه شهر، دوری از پرداخت حجم زیاد عوارض شهرداری بود.

شهرداری با استفاده از این درآمدها توانست طرح های بزرگی از جمله خیابان سازی و آزادسازی مسیرها را اجرایی کند. برای نمونه، در دوره رضاشاه برای آزادسازی خانه های مسیر چهارباغ پایین، از دروازه دولت تا میدان شهدا، حدود 60 هزار تومان هزینه شد و حدود دو هزار تومان نیز برای ساخت خیابان اختصاص یافت. در نتیجه، تقویت مالی شهرداری اصفهان تا حدی تحت تأثیر فعالیت کارخانه ها و عوارضی بود که آن ها پرداخت می کردند و شهرداری توانست با استفاده از این درآمدها، طرح های شهری بزرگی را پیش ببرد.

کوی کارگران؛ یکی از پیامدهای توسعه صنعتی اصفهان

یکی دیگر از آثار کارخانه ها، شکل گیری کوی کارگران بود. در دهه 20 و همزمان با تقویت جنبش کارگری و افزایش مطالبات کارگران، مدیران کارخانه ها به این نتیجه رسیدند که برای کارگران خانه بسازند. به این ترتیب، زمینی در محدوده دروازه شیراز که در آن زمان خالی و بیابانی بود، برای این منظور در نظر گرفته و حدود 200 خانه در آن ساخته و به صورت قسطی به کارگران واگذار شد. این منطقه به کوی کارگران شهرت یافت و بعدها توسعه پیدا کرد. درواقع، بخشی از توسعه شهری اصفهان به سمت جنوب نیز تحت تأثیر همین تحولات صنعتی و سکونت کارگران در اطراف کارخانه ها بود.

از دهه های نخست فعالیت کارخانه برق، گاهی برق شهر پاسخگوی نیازها نبود و قطعی هایی اتفاق می افتاد. کارخانه ها نیز هرکدام دستگاه تولید برق داشتند، اما گاهی مازاد برق خود را در اختیار شهر قرار می دادند. شهرداری با کارخانه ها قرارداد بست و در دهه 20، شرکتی به نام شرکت توربین شکل گرفت تا بخش قابل توجهی از برق شهر از کارخانه ها تأمین شود. وجود برق نیز به توسعه شهر کمک کرد. آسفالت خیابان ها نیز از دیگر آثار این دوره بود. با توجه به درآمدی که شهرداری از عوارض کارخانه ها به دست می آورد، امکان اجرای طرح های آسفالت فراهم شد و خیابان هایی مانند چهارباغ عباسی و خیابان شاه آسفالت شدند.

شکل گیری خدمات آتش نشانی در پی نیاز کارخانه ها

کارخانه ها با حوادثی مانند آتش سوزی در انبار پنبه و دیگر بخش ها مواجه می شدند. به این ترتیب، با همکاری یکدیگر مجموعه آتش نشانی مشترکی ایجاد کردند که بعدها شهرداری این مجموعه را تحویل گرفت. در نتیجه، بخشی از خدمات شهری اصفهان نیز در نتیجه نیازهایی شکل گرفت و توسعه یافت که کارخانه ها ایجاد کرده بودند. از جمله افرادی که در این زمینه نقش داشتند، حاج حسین کازرونی، حاج جعفر کازرونی، علی همدانیان، حسین احمدیان و محمد شیخ زاده هراتی بودند که همگی در تخت فولاد به خاک سپرده شده اند.

محمد شیخ زاده هراتی؛ از مدیریت صنعت تا مدرسه سازی

محمد شیخ زاده هراتی در زمان پایه گذاری کارخانه صنایع پشم، در جایگاه نخستین مدیرعامل انتخاب شد و مأموریت داشت امور مربوط به خرید تجهیزات، زمین، مجوز و راه اندازی کارخانه را دنبال کند. او پیش از آن نیز در یزد، کارخانه ای نساجی احداث کرده بود و پس از آن به اصفهان آمد.

در نهایت، باید توجه داشت که این افراد فقط در عرصه صنعت فعالیت نمی کردند و برخی از آنان آثار خیر و فرهنگی قابل توجهی نیز در اصفهان از خود به جا گذاشتند. برای نمونه، محمد شیخ زاده هراتی در حوزه مدرسه سازی فعالیت کرد و مدارس هراتی از جمله میراث فرهنگی مهم این خاندان در اصفهان به شمار می رود.

انتهای پیام

نظرات

captcha